برای جنگ دعا کن، برای من که منم
برای این دم آخر و پاره های تنم
برای جنگ دعا کن برای اشک غریب
برای کودک افتاده در مسیر لهیب
برای مادر پژمرده روی نعش پسر
برای دختر افتاده روی قبر پدر
برای جنگ دعا کن برای خشکی لب
برای رویت خورشید در منور شب
زمان که ناله ی خمپاره ماند و گوش
و سوت آخر و آنگاه ناله ی خاموش
برای جنگ دعا کن، برای من که منم
برای این دم آخر و پاره های تنم
دعا می کنم که حتی المقدور جنگی نباشد و آدم ها هم همه زندگیشان کتابی گشوده باشد که از کلمه های آن غمگین نباشند
امیر جدا چرا این ها را نوشتی . من چهل سوره ی حدید می خوانم انشا الله که کسی نتواند به تو و هیچیک از مردان دیگر دور و اطرافمان آسیبی برساند .
امیر حسین قادری،فرزند صادق،اهل نجف آباد. خودتی؟