X
تبلیغات
رایتل

اتفاق عشق

ای انتهای خستگی این مسیرها

ای جنگل نهفته ورای کویرها


موسیقی من از تو، پر از هارمونی عشق

چشم تو بم، دل من غرق زیر ها


بی اختیار، عشق تو یک اتفاق بود

در گفتگوی چشم تو با ناگزیرها


باید دعا کنم که تو را بازبینمت

یک شب کمیل ها و شبی هم مجیرها


تا شهر دوردست تو با پا و سر روم

با تو میسر است چه دور و چه دیرها


با اسم کوچکت دل من آب می شود

لعنت به حرف های اضافه، ضمیرها


در لحظه های اذان شهر رنگ توست 

تا سجده می روند تمام امیر ها


ای مقصد بلند من ای انتهای من

گم می شوم بدون تو من در مسیرها


سحرگاه 26.6.2016 / امیرحسین قادری

نظرات (1)
آفرین حالا این شد یه حرفی.
اما طرف رو بگو که چشمش بم است!! واقعا که !
به قول مردم کره چینچه
امتیاز: 2 0
یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 07:52 ب.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد