X
تبلیغات
رایتل

باور نمی کنی؟ ببین

باور نمی کنی که پیمبر شدم؟ ببین

هی وحی می شود به من از عالم الیقین؟

هی آیه، هی مکاشفه، هی حرف های نو

هی می رود زمین به هوا! آسمان، زمین

زان شب که چشم تو شد نار در طوی طور

هر روز در مراقبه ام ، سی نه! اربعین

من را چه احتیاج عصا، چه نیاز مار

باران بگو که ببارد وَ چای تازه، همین

در مذهبی که منم اصل، عاشقیست

باقی تمام نکته ی بیهوده! فرع دین

یک قهوه ی سیاه بیار و دو صندلی

تا مختلط شود غم او، طعم کافئین

من تا سحر، پر از روایت بی پرده با خدام

باور نمی کنی که پیمبر شدم؟ ببین


نظرات (1)
پیامبر شدی . کتاب هم نداری بجاش جزوه می نویسیم
امتیاز: 2 0
سه‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 02:49 ب.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد