X
تبلیغات
رایتل

دعا

آیا دعا به درد میخورد؟


/این بحث در یکی از گروه های اجتماعی مطرح شد. با این ادعا که دعا یک فعالیت بیهوده است! متنی که در ادامه می آید پاسخ من بر این ادعا است:


1- اولین نکته مهم که باید راجع به آن بدانیم مساله ای است به نام "کوالیا" (Qualia)
http://plato.stanford.edu/entries/qualia/
کوالیا امروزه به یکی از پیچیده ترین موضوعات در حیطه هوشیاری و آگاهی تبدیل شده است. اگر بخواهم آنرا توضیح دهم اینگونه است: ترجمه فعالیت های الکتروفیزیولوژیک و شیمیایی در مغز به تجربه آگاه. در واقع هنگامی که برای ما پیام دردی به مغز مخابره می شود، مقداری ماده شیمیایی (مثلا گلوتامات) به عنوان انتقال دهنده عصبی در مغز ترشح می شود، این ترشح منجر به فعالیت و یا مهار برخی از نرون ها می شوند. ترشح این مواد و فعالیت نرون ها ساز و کار نسبتا شناخته شده ای دارند اما آنچه مطلقا ناشناخته مانده است، این است که چطور این ترشح و این فعالیت الکتروفیزیولوژیک می تواند منجر به ایجاد یک تجربه آگاه در مغز گردد! نظریات متعددی در باب کوالیا مطرح است، مثلا نظریه "کوانتومی رمبش هماهنگ" یا نظریه "یکپارچگی الکترومغناطیسی مغز" و  ...
در واقع این بحث آنقدر پیچیده است که علم به آن "مساله سخت" گفته است:
https://en.wikipedia.org/wiki/Hard_problem_of_consciousnes
و اما دعا! به عقیده بسیاری از محققین حیطه علوم شناختی، دعا، ارتباط با معبود، حضور، الهام و ... به عنوان اصلی ترین پایه های کوالیا به حساب می آیند. در واقع آنچه که "من" را ایجاد می کند مجموعه ای از ناهوشیار است و این ناهوشیار به شدت تحت تاثیر مفاهیم فوق الذکر قرار دارد. کوالیا به شدت با امور معنوی ما انسان ها تحت تاثیر قرار می گیرد. غالبا بیمارانی مراجعه می کنند که به شدت افسرده اند! یکی از مهم ترین دلایلی که در این افسردگی وجود دارد، عدم ارتباط صحیح با معبود و متعاقب آن کوالیای رنجور است. افسردگی مقاوم به درمان که حتی به بالا بردن دوز سروتنین (ترنسمیتر شادی در مغز) هم جواب نمی دهد در واقع نمودی از ترجمان اشتباه فعالیت مغزی برای شخص است که ناشی از نقص در کوالیا است.
بحث روان انسان بسیار پیچیده، غیر خطی و نا ایستا (nonstationary) است. فعلا علم شناختی به عنوان تنها علم صلاحیت دار در این حیطه شواهد خوبی ارایه داده است که اموری مانند دعا می تواند زندگی انسان را به طور قابل ملاحظه ای معنا دار کند و این به خود خودی تاثیر بسیار بزرگی بر کیفیت زندگی در تمام جنبه های آن دارد.


2- از منظر جامعه شناختی اگر دعا را به عنوان یک عامل مخدر در نظر بگیریم که صرفا واگذاری امور بعضا مهم به ماورا باشد و البته این امر از روی جهالت باشد، می توان گفت که این دعا جز القای سستی و ایجاد تاریکی قرون وسطی ای سودی برای جامعه نخواهد داشت. که البته باید اذعان کرد در حال حاضر بسیاری از آنچه در جامعه رخ می دهد ناشی از همین جهالت است.

اما اگر به مفهوم اسلامی (و نه تبلیغاتی) به دعا بنگریم بهترین نوعش را در دعای عرفه خواهیم یافت. دعای عرفه مجموعه سخنرانی امام حسین در ترک حج و عزیمت به سمت کربلا است. این دعا که سراسر شرح دهنده وظیفه ی خطیر یک انسان کامل در برابر خود، جامعه و خداست به نظرم بهترین نمونه از دعاست. در این دعا، انسان به هیچ وجه از خودش سلب مسئولیت نمی کند، نمی گوید خدایا تو خودت درستش کن، من اینجا به چرخیدنم دور این خانه ادامه می دهم تو بیا و در ازای این چرخیدن اوضاع جامعه را ردیف کن! بلکه درخواستی که در آن مطرح است اولا تقوای الهی است (یعنی فقط از خدا ترسیدن در مقابل وسوسه پول، مقام و یا هراس از یک حکومت بی رحم جنایت کار) دوما درخواست قدرت تشخیص است و سوما درخواست قدرت و جسارت رویارویی با حاکمی است که تمام حکومتش را بر مبنای ظلم، ریا، ثروت و تهدید بنا کرده است و هر کدام از اقشار جامعه را به نوعی محصور کرده است.
دعا در مبنای اصیل اسلامی، چنین مفهوم و پرداخت بالایی دارد و البته این دعا هیچ کاری به نشستن و زجه کردن و زاری کردن ندارد. کما اینکه اگر آشنایی جزیی با قرآن داشته باشیم از این دست دعا کردن (تعطیل کردن تلاش و سپردن به ماورای نامعلوم!) به عنوان "دعای در گمراهی" یاد شده است.
به هر حال دعا در معنای دوم (یعنی در معنای دعای عرفه) نه تنها یک عامل سست کننده جامعه نیست بلکه عاملی است که می تواند جریان ساز و بسیار تغییر دهنده باشد...

نظرات (0)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد