X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

غزل

باز من بی توام ای مطلع مطلوب غزل

بی سر و پا، پی آن لحظه ی مرغوب غزل


روی سیمانی این شهر که دود است و غبار

می شوم ثانیه ای، واله و مجذوب غزل


باز پیچید غم و عشق مه آلود به هم

تا ببارد دل من در شب مرطوب غزل


یاد ایام تو و صحبت پنهان قدیم

می خورم امشب از این جرعه مشروب غزل 


وزن را می شکنم باز به فرمان شما 

عشق، ای قاعده ی محکم مکتوب غزل 


جنگ این قافیه و شورش شیدایی عشق

رزم را باخته این دل، شده مغلوب غزل 


باز یک شعر که بی نام تو خط خورد و نشد

خبری در دل آن از غم محبوب غزل


شعر از: خودم

نظرات (0)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد