از کلاه پهلوی تا فارسی وان

 قهقرایی که صدا و سیما در آن غلطیده است را نمی توان به همین راحتی نادیده گرفت. مدتها قبل وقتی راجع به این مساله صحبت می شد با خودم می گفتم چه آدم های بی کاری می نشینند به چه چیزهایی گیر می دهند اما حالا که خوب نگاه می کنم می بینم این حضرت صدا و سیما رفته رفته دارد دست سینما که هیچ دست فارسی وان را هم از پشت می بندد. همین سریال کلاه پهلوی را در نظر بگیرید، با آن همه مشکل ساختاری که دارد و آن همه نقض و خلاف تاریخی و جغرافیایی اش (منظورم از جغرافیایی شهر سامان است که در منطقه ای سردسیر و برف گیر و بر شیب یک کوه ساخته شده است و هیچ شباهتی به آنچه در این سریال می بینیم ندارد) از نظر مفهوم نیز کثیف و بی مایه است. طوری که در سکانس هایی، سریال حداقل مثبت 16 می شود و تعویض کانال ترجیح داده می شود. انگار آنچه نقطه اصلی توجه در این سریال است خیانت هاست!

تعجب می کنم  از نگرش فوق العاده غلطی که به فضای تاریخی جامعه در سال های قبل 1320 شده است. به قول خسرو معتضد -که نقد های واردی بر سریال داشت- در جامعه آنروز ایران مشکل اصلی بهداشت است. مردم یا کور هستند یا کل و کلا بیماری های همه گیری مثل تیفوس، وبا و حصبه غوغا می کند. کت و دامن اصلاً هنوز وارد کشور نشده است و زنان بی حجاب لباس های یکسره ای که شباهت با گونی دارد را به تن می کنند. ولی گویا مانکن های سریال کلاه پهلوی از پوشیدن گونی عارشان شده است و ترجیح داده اند تا با دامن های روی زانو و جوراب هنر بازیگرشان را بروز دهند! وضعیت سیاسیون هم که به کلی مایه تاسف است. بار منفی بازی آقای شریفی نیا در نقشی که همواره در آن به صورت شخصی دو رو، ریا کار و فاسد بوده است -نگاه کنید به فیلم های دنیا، اخراجی ها، مکس، رسوایی و ...- بسیار بالا است و متاسفانه عدم انعطاف بازی او در این نقش، موجب می شود که نقش به هیچ وجه دلچسب نباشد و در نتیجه این شخصیتی نیست که پرورش یافته در مکتب مدرس باشد و ویژگی های انقلابی و اعتقادی اش در شمایل اش موج زند. شخصیتی است تا حد زیادی منفعل که اگر حرفی می زند نهایتاً بیشتر به شعار می ماند تا حقیقتی برخاسته از اعتقاد. نقش فرخی یزدی هم که به طور کلی مایه تاسف است. آنان که شناختی از فرخی دارند می دانند که چه می گویم.   

در این سریال، متاسفانه شخصیت ها به گونه ای طراحی شده اند که حس همزاد پنداری در بیننده عام به خوبی با شخصیت هایی که در واقع پلید و بد هستند شکل می گیرد -آفتی که در سریال های فارسی وان و همچنین سینمای به ظاهر رئال خودمان هم به وفور دیده می شود- مثلاً مه لقا که زنی که به غایت فاسد است، در قسمتی از این سریال در شکل یک زن اصیل ایرانی ظاهر می شود و به شکلی دندانکوب با ژان فرانسوی مقابله می کند! این تضاد ها موجب سردرگمی بیننده می شود و باعث می شود تا بیننده خود را در موقعیت شخصی مانند مه لقا حس کند. به طور کلی آقای دری سعی کرده است با خاکستری ساختن شخصیت های همچون فرخ، مه لقا، بلانش و ... بیننده را در مقام قضاوت قرار دهد، اما این حساب دری چندان درست از آب نیامده است. زیرا نهایتا آنچه هست شخصیت هایی هستند که سردرگمند. خوب نیستند ولی بد بودنشان هم توجیه های قوی دارد و همین باعث می شود که خیانت هایش از نوع فارسی وان باشد!


برچسب‌ها: مخالفات
نظرات (3)
سلام
موافقم و امیدوارم موفق باشید.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 8 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 06:31 ق.ظ
کاشکی حداقل شما نقد کاملی می کردید
علاقه مردم به بی بند و باری هرروز بیشتر شده و نگاه کردن به زنان و دخترها عادت و موجه شده است
این سریال بر پایه همین جریان ساخته شده با عنایت یا سیاست کثیفی که حاکان مطلق همه و همه از آن سود
می برند و آن سرگرم شدن مردم به مسایل روزمره و بهتر از آن گرفتار شدن می باشد که معمولا روابط بین مونث و مذکر شیرینی دارد که جاهلان را مجال تحمل نیست ،وفقط مشکل یک خاطی است که هیچ کس نمیخواهد آن را بر دوش گیرد
فعلا که سیاست کنونی بر انداختن تقصیر به زمان قبل ،قصد این کار را دارد
و ادامه زندگی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 12:13 ق.ظ
سلام،
مگه شما هنوز تلویزیون نگاه می کنید؟!!!! من مدتها است که دست از این تلاش بیهوده برداشته ام. گزینه های زیادی هستند که می توانند جایگزین تماشای تلویزیون و خرد شدن اعصاب باشند. مثل مطالعه کتاب و ....
امتیاز: 1 0
شنبه 18 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:16 ق.ظ
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد