X
تبلیغات
رایتل

گذشتن و رفتن پیوسته

باید زودتر دل می کندی. تا الان هم خیلی معطل کرده بودی

.

.

.

بمرانی-گذشتن و رفتن پیوسته (دانلود کنید)




شب تیره

وای برمن !
به کجای این شب تیره بیاویزم قبا ی ژنده ی خود را،
تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون
تیر های زهر را دلخون.
وای برمن !

۲۴بهمن ماه ۱۳۱۸

نیما یوشیج

به اختلال نفسگیر عشق دعوت کن

مرا به لذت شمشیر عشق دعوت کن


من از تمام تو یک من شناختم، پس باز

مرا به محور تصویر عشق دعوت کن


تو جرات هیجانی و چشم تو جنگی ست

به یک مبارزه درگیر عشق دعوت کن


 و خواب هر شبم این بود، آینه، اندوه

به بهترین شب تعبیر عشق دعوت کن


پیمبری شده چشمت، کتاب دارد او

بیا به مذهب تطهیر عشق دعوت کن


چه دیر می گذرد حشو بی تو بودن من

مرا به لذت تغییر عشق دعوت کن


شبی بیا بنشین و کمی بمان اینجا

مرا به فرصت تفسیر عشق دعوت کن


خراب تر ز دلم شهر بی سوادی نیست

به بوسه ای تو به تعمیر عشق دعوت کن


نمی رسد به سرانجام راه بی برگشت

بیا، مرا، تو به تقدیر عشق دعوت کن


امیرحسین قادری

بامداد دوشنبه

4/17/2017

اصفهان


تو خوابیده ای، ماه خوابیده است
زمین بی تو در غصه چرخیده است
تو خوابیده ای، شهر خوابیده است
و شب بی تو از درد لرزیده است
تو خوابیده ای، من نخوابیده ام!
کجا خواب من را کسی دیده است
و یک موی دیگر شد امشب سفید 
و یک شعر دیگر که رنجیده است
و یک خواب دیگر که کابوس شد
و یک عشق دیگر که پوسیده است
تو خوابیده ای سرد و راحت چنان
زمینی که با برف پوشیده است
و یادت نمی اید این مرد را
که در عشقت اینگونه پیچیده است
و یک سِحرِ نا آشنا بر تو باز
فراموشی خواب پاشیده است
تو خوابیده ای مرگ بیدار و شاد
تو خوابیده ای، ماه  خوابیده است

خودم الان

مارلبرو

 نمی دانم چرا هر وقت سیگار مارلبرو می بینم یادم می افتد که این سیگار نخست به عنوان یک سیگار زنانه معروف بود و مردها از کشیدنش ابا داشتند. اما با چاپ سه کابوی روی جلد مارلبرو، یک نسل بعد، این سیگار تبدیل شد به یک سیگار مردانه خشن و سرد.

میان پیچ یک جاده

مرا گم می کنم در انحراف پیچ یک جاده

مرا گم می کنم در خاطرات یک غم ساده

مرا در شرح یک غربت تو می دیدی و می دیدم

میان چشم های تو، شکستی نقش افتاده

کلنجارِ من و یک خواب طولانی، کمی کابوس

تو را در جاده های دور دیدم، دل به ره داده

تو می رفتی و در ذهنم کمی اکسید عشقی دور

تو می رفتی و شب، با لشکری از درد آماده

تو می رفتی و من در غم، برای خویش می خواندم

تو را گم کرده ام آخر، میان پیچ یک جاده


شعر از خودم!

میانگین جامعه

خیلی گذشت تا بفهمد میانگین جامعه یعنی جایی که پر از افراط و تفریط است. جایی که پر از لاقیدی و بی ایمانی است.

ای کوکب هدایت

خدایا چنانم کن که از تو بترسم گویا که تو را می بینم، و با پرهیزگاری مرا خوشبخت گردان، و به نافرمانی ات بدبختم مکن، و خیر در قضایت را برایم اختیار کن، و به من در تقدیرت برکت ده، تا تعجیل آنچه را تو به تأخیر انداختی نخواهم، و تأخیر آنچه را تو پیش انداختی میل نکنم.خدایا قرار ده، بی نیازی را در ذاتم، و یقین را در دلم، و اخلاص را در عملم، و نور را در دیده ام، و بصیرت را در دینم و مرا به اعضایم بهره مند کن، و گوش و چشمم را دو وارث من گردان، و مرا بر آن که به من ستم روا داشته پیروز فرما، و در رابطه با او انتقام و هدفم را نشانم ده، و چشمم را بدین سبب روشن گردان.خدایا گرفتاری ام را برطرف کن، و زشتی ام را بپوشان، و خطایم را بیامرز و شیطانم را بران و دینم را ادا کن،


امام حسین/ دعای عرفه

بندرم کن

بازآی و دوباره باورم کن

من میوه ی نو، تو نوبرم کن


خشک است دلم چو رود هامون

باران منی، بیا ترم کن


مهتاب ترین سپید آرام

بازای و شبی منورم کن


تکرار غمم، همیشه، هر روز

در خنده بیا مکررم کن


یک شهر نهفته زیر خاکم

دریا دل من، تو بندرم کن


من بی تو به صرف فعل ناله

در عشق بیا و مصدرم کن


تقدیرِ نبود و نیست، هستیم

لطفی کن و پس مُقَدَرم کن


امیرحسین قادری/صبح چهارشنبه 14 سپتامبر

سفر

خیال می کنم 

در آب های جهان قایقی است
و من -مسافر قایق- هزار ها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را به گوش روزنه های فصول می خوانم و پیش می رانم


مرا سفر به کجا می برد؟
کجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن ، و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن
و گوش دادن به صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور؟
و در کدام بهار درنگ خواهد کرد و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد؟
شراب باید خورد
و در جوانی یک سایه راه باید رفت،
همین.

 

"سهراب سپهری"

( تعداد کل: 237 )
   1       2       3       4       5       ...       24      >>